خدايا : من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري !
پس اي خدا! هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به
مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ،
گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يک کلام ... محتاج توام
بعضي وقتا چشمام به قلبم حسودي شون مي شه .. مي دوني چرا ؟ چون .. تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه اين روزا کار گلدونا از شبنمي تر شدنه اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه اين روزا کار آدما دلاي پاک رو بردنه اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفائيه اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز در اینه بر صورت خود خیره شدم باز عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم افشان کردم زلفم را بر سر شانه گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست چون پیرهن سبز ببیند به تن من او نیست که در مردمک چشم سیاهم این گیسوی افشان به چه کار ایدم امشب او نیست که بوید چو در آغوش من افتد ای اینه مردم من از حسرت و افسوس من خیره به اینه و او گوش به من داشت بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش
در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد
من عاشقم عاشق بی قرارت ، حس می کنم شادی رو در کنارت تو می دونی همیشه بوده و هست ، خونه ی قلب من در اختیارت از عشقت لبریزم ، به خدا عزیزم من تو رو می خوام ، یه بتی برام ، من یه بت پرستم در قلبم جا داری ، تا که زنده هستم من تو رو می خوام ، یه بتی برام ،
زندگي عشق است ُُعشق افسانه نيست آنکه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست که در کنارش باشي عشق آن است که به يادش باشي
در اين دنيا سراب محکوم است به پوچي... پرستو محکوم به کوچ کردن... شمع محکوم به اشک ريختن... خارها محکوم به تنهايي... روز محکوم به غروب کردن... شب محکوم به رسيدن... قلب با همه ي پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن
خدا تنها معشوقي است كه عاشقاني دارد كه هيچ يك از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يكي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد
اي ساعت هاي پر شتاب ! مرا کجا مي بريد ؟ بس است ؛ خسته ام ؛ خسته ؛ بگذاريد دلم را در گوشه ي آسماني ديگر بياويزم . تا کي زمين ؛ تا کي ماه ؛ تا کي دويدن و دويدن ؟ بگذاريد کمي بايستم تا دنيا از بالاي سرم رد شود ......
امروز که دل غمگين بود غم دوري تو را مي پيمود شايد امروز که باران باريد به هواي دل من مي باريد ...
تو نمي دوني من چي کشيدم وقتي که گفتي تو رو نمي خوام باور ندارم که ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام يه شوخي بود و يه غصه تلخ وقتي که گفتي تو رو نمي خوام خيال مي کردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نکردم چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته شايد يه حسود چشممون زده بگو کي ما رو تنهايي ديده ولي ميدونم تو آسمونا غصه ما رو يکي شنيده تو باور نکن هر کي بهت گفت پيشت مي مونم پيشت مي مونم باورندارم که ديگه نيستي تا ته دنيا از تو مي خونم چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته تو نمي دوني من چي کشيدم وقتي که گفتي تو رو نمي خوام باور ندارم که ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام يه شوخي بود و يه غصه تلخ وقتي که گفتي تو رو نمي خوام خيال مي کردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نکردم چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات منو شکسته رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته شايد يه حسود چشممون زده بگو کي ما رو تنهايي ديده ولي ميدونم تو آسمونا غصه ما رو يکي شنيده
هر چيز که داشتم نثارت کردم گفتا : تو که باشي که کني يا نکني؟ آن من بودم که بي قرارت کردم
داني عشق چيست؟ آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست. درد مي داني چيست؟ آنچه از عشق تو در سينه تنگم باقيست
امروز که دل غمگین بود غم دوری تو را می پیمود شاید امروز که باران بارید به هوای دل من می بارید
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
ببخشید که این مدت اصلا آپ نکردم اخه من شیراز نیستم الان هم حدود ۲۰ روز که نتونستم آپ کنم
هفت شهر عشق
عشق اگر با تو بيايد به پرستاري من
شب هجران نکند قصد دل آزاري من روزگاري که جنون رونق بازارم بود تو نبودي که بيايي به خريداري من
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم
يادش بخير روزايي كه گل ياست بودم
زندگي با همه ي وسعت خويش........ محفل ساكت غم خوردن نيست.......... حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست........... اضطراب هوس ديدن و ناديدن نيست........... زندگي خوردن و خوابيدن نيست.......... زندگي جنبش جاري شدن است............ از تماشاگه آغاز حيات.......... تا به جائي كه خدا ميداند
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم... يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس ماند طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم... يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم... يادمان باشد که در اين بحر دو رنگي و ريا دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم... يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم... يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم طلب سوختن بال و پر کس نکنيم...
شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا؟ تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا؟ شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم؟ تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا؟ پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا؟ شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا؟ نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا ؟ ا گر بي روز و بي تقويم ماندم من به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا؟ براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا؟ شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا؟ صبور و ساده اي اما ،عميق و ژرف،عشق من براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا؟ پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا؟ تو شيرين تر از آن هستي كه شادابيت كم گردد و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؟!!!
درد تمام عاشقا پاي کسي نشستنه
گرداي روي آينه فقط غم زندگيه
مشکل بي ستاره ها يه کم ستاره چيدنه
آرزوي شقايقا يه کم کبوتر شدنه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
بعدش اونو گرفتنو به ديگري سپردنه
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه
جرم تمومشون فقط لذت آشنائيه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه
بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم
بند از سر گیسویم آهسته گشودم
چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم
در کنج لبم خالی آهسته نشاندم
تا مات شود زین همه افسونگری و ناز
با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز
تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند
کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند
دیوانه صفت عطر دلآویز تنم را
اونیست که بر سینه فشارد بدنم را
گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را
ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را
در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگي سيرم کرد
آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد
![]()
![]()
![]()
![]()
من یه بت پرستم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوست داشته شود![]()
قلبی که هدیه کند و قلبی که بپذیرد![]()
قلبی که بگوید و قلبی که جواب دهد![]()
قلبی برای من و قلبی برای تنها نازنینم![]()
![]()
شهر اول : نگاه و دلربايي ![]()
شهر دوم : ديدار و آشنايي![]()
شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي![]()
شهر چهارم : بهانه، فکر ،جدايي![]()
شهر پنجم : بي وفايي و بی خیالی ![]()
شهر ششم : دوري و بي اعتنايي![]()
شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي ![]()
![]()
دلم مي خواهد داد بزنم واسه رهايي از خودم![]()
دلم مي خواهد پر بكشم به آسمون سفر كنم روي ابرها بشينم به آدما نظر كنم![]()
دلم مي خواهد داد بزنم همه جا فرياد بزنم بگم ستاره گم شده خاموش و بي صدا شده از عشقش جدا شده ![]()
تازه مثل ما شده بي نور و بي صدا شده داره حق حق ميكنه اونم مي خواهد گريه كنه از اين دل بي همزبون ![]()
![]()
گفتم:کجا ؟ ![]()
گفت : رو قلبت . ![]()
گفتم مگه می تونی ؟ ![]()
گفت : آره سخت نیست ، آسونه. ![]()
گفتم باشه .بنویس تا همیشه یادگاری بمونه. ![]()
یه خنجر برداشت .
گفتم این چیه ؟ ![]()
گفت : هیسسسسس. ![]()
ساکت شدم . ![]()
گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی .
خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت . ![]()
دوست دارم دیوونه
.
اون رفته ، خیلی وقته ، کجا ؟ نمی دونم
.
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.
دوست دارم دیوونه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
يادش بخير قديما هوش و حواست بودم

حالا ازم رنجيدي ![]()
گفتي از من بريدي
ديگه تو قهري با من ![]()
جوابم نمي دي ![]()

بگو مگه دوسم نداشتي ![]()
چرا رفتي تنهام گذاشتي ![]()
ديگه بسه برگرد كنارم
عزيزم آشتي آشتي ![]()
![]()

بگو مگه دوسم نداشتي ![]()
چرا رفتي تنهام گذاشتي ![]()
ديگه بسه برگرد كنارم
عزيزم آشتي آشتي

تا يه قدم بذاري ![]()
مي يام به پيشواز تو ![]()
مي شم مثل گذشته دلبر طناز تو ![]()
حيفه من وتو از هم برنجيم و جدا شيم ![]()
مثل يه عكس كهنه رنگ گذشته ها شيم ![]()

بگو مگه دوسم نداشتي ![]()
چرا رفتي تنهام گذاشتي ![]()
ديگه بسه برگرد كنارم ![]()
عزيزم آشتي آشتي ![]()

بگو مگه دوسم نداشتي ![]()
چرا رفتي تنهام گذاشتي
ديگه بسه برگرد كنارم
عزيزم آشتي آشتي ![]()

دو روز دنيا عزيزم ارزش نداره
فاصله بين من وتو سردي مي ياره ![]()
خونه رو گلخونه مي كنم برات ![]()
تا كه باز عشق ببينم تو چشات ![]()

از راه بيا امشب ![]()
بيا به ديدارم ![]()
در انتظار تو
هميشه بيدارم
هنوز تويي دار و ندارم ![]()

بگو مگه دوسم نداشتي ![]()
چرا رفتي تنهام گذاشتي ![]()
ديگه بسه برگرد كنارم ![]()
عزيزم آشتي آشتي ![]()

بگو مگه دوسم نداشتي ![]()
چرا رفتي تنهام گذاشتي
ديگه بسه برگرد كنارم ![]()
عزيزم آشتي آشتي

![]()

