اشعار عاشقانه 5 (02)
اشعار عاشقانه 5 (01 )
به کسی دل نبند !
هيچ وقت دل به كسي نبند...چون اين دنيا اينقدر كوچيكه كه توش 2 تا دل كنار هم جا نمي شن...!!ولي اگه دل بستي,هيچ وقت ازش جدا نشو ...!چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش نمي كني...!!!!
ويليام شکسپير ميگه: کسي را که دوسش داري ازش بگذر، اگه قسمت تو باشه بر مي گرده ، اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر که رفت
خدايا ! مگذار دعا کنم که مرا از دشواري ها و خطرهاي زندگي مصون داري ، بلکه دعا کنم تا در روياروئي با آنها بي باک و شجاع باشم . مگذار از تو بخواهم درد مرا تسکين دهي ! بلکه توان چيرگي بر آن را به من ببخشي
خداوندا ! دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال. يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن
خداوند به ما دو دست داده است، يکي براي گرفتن و ديگري براي دادن
،ما مخزن هايي نيستيم که براي ذخيره چيزها ساخته باشند
.ما کانال هايي هستيم براي تقسيم چيزها
بهترين دوست اون دوستي كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت
بنشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين
گفتگوي عمرت رو داشتي.
ما واقعاً تا چيزي را از دست نديم، قدرش را نميدونيم،
ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست
نياريم، نميدونيم چيزي را از دست داديم.
اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه
اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته
باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه
و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده.
در يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه
كسي را دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر
طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد.
دنبال نگاهها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال
دارايي نرو چون كمكم افول ميكنه دنبال كسي برو كه
باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز
تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه.
دقايقي توي زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ
ميشه كه ميخواي اونو را از رويات بيرون بكشي و توي
دنياي واقعي بغلش كني.
رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري.
چيزي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يك جون داري و يك
شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي.
آرزو ميكنم به اندازه كافي شادي داشته باشي تا خوش
باشي، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي، به اندازه
كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به
اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني.
هميشه خودتو جاي ديگران بگذار، اگر حس ميكني چيزي
ناراحتت ميكنه، احتمالاً ديگران را آزار ميده.
شادترين افراد لزوماً بهترين چيزها رو ندارن، اونا فقط
از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميبرن.
شادي براي اونايي كه گريه ميكنن و يا صدمه ميبينن
زنده است. براي اونايي كه دنبالش ميگردن و اونايي كه
امتحانش كردن. چون فقط اينها هستن كه اهميت ديگران رو
تو زندگيشون ميفهمن.
عشق با يك لبخند شروع ميشه، با يك بوسه رشد ميكنه و با
يك اشك تموم ميشه. روشنترين آينده هميشه روي گذشته
فراموش شده، شكل ميگيره. نميشه تا وقتي كه دردها و
رنجها را دور نريختي، توي زندگي به درستي پيش بري.
وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي
و بقيه ميخنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي
رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.
لطفاً اين متن رو به اونايي كه براتون ارزش دارن
بفرستين. براي اونايي كه زندگي شما رو لمس كردن.
اونايي كه وقتي احتياج داشتين، باعث شدن بخندين.
اونايي كه باعث شدن وقتي ناراحت بودين، سمت روشن
واقعيتها رو ببينين. اونايي كه شما ميخوايد بدونن كه
شما قدر دوستي با اونا رو ميدونين. اگه اين كار را
نكنين، خوب براتون اتفاقي بدي نميافته ولي تنها شانس
روشن كردن روز يك دوست با يك نامه رو از خودتون
گرفتين.
دوستان این جزو اشعار عاشقانه نیست اما اگر جای شما بودم حتما می خوندمشون
۱ – به خاطر داشته باشید که شما کشور و نژاد و مذهب تان نیستید. شما جانی هستید بی پایان. اینکه خود را وجودی لایتناهی ببینید، بی هرگونه برچسب، راهی است برای تغییر جهان و رسیدن به مکانی مقدس برای همه بشریت.
۲ – سعی در مهار نفس خود کنیم. هرگاه مکرر از ضمیر من استفاده می کنیم، توقف کنیم. آنگاه می توانیم مرکز توجه مان را از خود جدا کنیم. هر چه کمتر به من باز گردیم آزادی های فردی بیشتری را تجربه خواهیم کرد.
۳ – به افکار خود و به روند گفتگوی درونی خود توجه کنیم. تکرار افکاری که با ذات ابدی و الهی ما تضاد دارند، ما را از زندگی شادمانه و کاملی که شایسته اش هستیم دور می کنند.
۴ – این جمله را در همه جا نصب کنید: در دنیای من هیچ چیز به اشتباه حادث نمی شود. هر روز به آن نگاه کنید و بگذارید به شما یاد آور شود که هر واقعه در زمان آسمانی خود حادث می شود و درسی با خود دارد.
۵ – یاد بگیرید به دیگران فرصت بدهید خود به مشکلات شان بپردازند بی آنکه احساس کنند شما تنها کسی هستید که می تواند همه چیز را درست کند. نفس، شما را به دخالت کردن ترقیب می کند در حالی که وجود متعالی شما می خواهد که شما آرامش و هم آهنگی را تجربه کنید.
۶ – آرامش خود را درباره آینده حفظ کنیم و بگذاریم خود فرا برسد. تصمیم بگیریم قدری بیشتر از امروزمان لذت ببریم. سخت است به مقصود برسیم وقتی در نگرانی از نتیجه عملکردمان دچار استرس هستیم. وقتی در آرامش کامل هستیم الهام می گیریم و موثرتر خواهیم بود.
۷ – جهانی بیندیشیم نه محله ای. آنها که ظاهری متفاوت دارند، به زبانی متفاوت سخن می گویند و باورهای متفاوتی دارند همه بخشی از وجود تو هستند. در این جا و در این زمان ما همه در کنار هم هستیم و در نگاه آن ناظر عاشق هیچ یک از ما متفاوت نیستیم.
۸ – با این مهمترین رهنمود دنیای معنویت در آمیزیم که "به همسایه ات نیز چون خویش عشق بورز " و آن را هر روز با خود زمزمه کنیم.
۹ - خود را از عیبجویی خلاص کنیم و بدانیم که آفریننده زندگی مان خود ما هستیم و بدانیم که وجودی دوست داشتنی در درون همه ما هست. بیاموزیم که مسئولیت هر اتفاقی در زندگی هان را خود بر عهده بگیریم. این ما را از سرزنش کردن رها می کند.
۱۰ - به طبیعت بازگردیم و برای بودن با طبیعت وقت بگذاریم. با اندیشیدن به زیبایی های طبیعت از این باور که تعلقات مادی لازمه احساس کمال هستند، رها می شویم.
۱۱ - خود را از ایده "هر چه بیشتر بهتر" رها کنیم. ایده ای که ما را به شدت درگیر دنیای فیزیکی می کند و آرامش را جایگزین آن کنیم که " بیشتر " در آن بی معناست.
۱۲ - آنچه به آن فکر می کنیم گسترش می یابد. بنابر این می توانیم دنیای درون مان را به نفع یا بر علیه خود به خدمت بگیریم. پس با خلق تصاویری از شادکامی و سعادت خود و مشاهده روز به روز این تصاویر آنها را در جهان مادی خود به واقعیت برسانیم.
۱۳ - دلیل آمدن ما بی شک این اشیایی که به دور خود جمع کرده ایم نیست. آنچه در آخرین لحظه از خود می پرسیم این است که چقدر به ایده های خود و به آنها که در مسیر زندگیمان قرار گرفته اند پرداخته ایم
۱۴- کوله بار مادی خود را از همین امروز سبکتر کنیم. تا انرژی کمتری از ما بگیرد. تا از اسارت آن رها تر شویم. تا بی دغدغه ای دیگران را در آن سهیم کنیم. تا آرام تر شویم.
۱۵- خشم و رنجش موجب پریشانی است و ارتباط و مصاحبت موجب آرامش. خشم خود را از دیگران در مصاحبت با آنها مطرح کنیم
۱۶- ذهن خود را از همه ناممکن ها رها کنیم و به خود فرصت بدهیم تا به سبک خود با خدا ارتباط برقرار کنیم. تردیدها مان را درباره آنچه معجزه می دانیم دوباره بررسی کنیم و ذهنی باز و بی قضاوت را جایگزین تردیدهامان کنیم.
۱۷- دشمنی ها را از افکارمان بیرون کنیم. شعور جاری در ما در همه انسانها جاریست. وقتی همه به هم متصلیم یک تلنگر هم بسیار درد آور است چه رسد به تنفر و دشمنی.
۱۸- شادمانی را وقتی برای خود می خواهیم از ما می گریزد و وقتی برای دیگران می خواهیم خودمان هم پیدایش می کنیم.
۱۹- خود را ببخشیم. اشتباهات گذشته مان را درس های تعالی ببینیم و خود را از اتهامات گذشته رها کنیم. آزاد باشیم.
۲۰- آرام باشیم، سکوت و مدیتیشن را تجربه کنیم و به خدا گوش کنیم تا راه حل مشکلات مان را بیابیم؛ مشکلات خانوادگی، مالی، جسمی و درونی.
۲۱- انرژی درونی مان را از زیبایی هایی بگیریم که ما را در بر گرفته اند. این جریان انرژی منشا قدرت و بردباری ما می شود.
۲۲- از آنجا که همه اشیا جهان دارای شعورند هیچ چیز اتفاقی نیست و هرچیزی پیامی برای ما آورده است که نباید بدان بی توجه باشیم.
۲۳- به درون خود توجه کنیم بپرسیم چه هستیم و دلیل بودن مان در این جهان چیست.
۲۴- بدانیم که همه اشیا در اطراف ما دارای شعورند و ما می توانیم با این شعور مقدس ارتباط برقرار کنیم.
با ارزوي شادكامي
اشعار عاشقانه4(30)
اشعار عاشقانه4(29)
اشعار عاشقانه4(28)
از دوستان خوبم امین جان و تینه خانوم
وبلاگ:http://www.zolaleeshgh.blogfa.com/
اشعار عاشقانه4(27)
اشعار عاشقانه4(26)
آرزوی من خوشبختی توست، با من باشی یا نباشی فرقی نمیکنه
تو هم خوشگلی،هم باهوشی،هم زرنگی...آدمهایی خیلی بهتر از من گیرت میاد
ما مدلهای ذهنیمون با هم فرق میکنه!!هیچ پروسیجری برای تلفیق این دو مدل
تاکید مداوم بر برخی جملات شریعتی:"اگر عشق دوام یابد،به ابتذال میکشد..."
بازگویی و تحسین قصه های لیلی و مجنون،شیرین و فرهاد و کلیه عشقهای نافرجام
تو بگو خودت بگو...با تو بمونم یا برم...آخه من نمیخوام که غصه دارت بکنم...
زمونه خواست که من از تو جدا شم ...اینه دنیا،اینه دنیا
راست می گفتی تو ...دیگر اکنون دیر است،دوستی و دوری بهترین تدبیر است...
مرا ببوس...مرا ببوس ...برای آخرین بار ....... با تاکید بر دو کلمه آخر
ماییم و موج سودا،شب تا به روز تنها... با تاکید بر کلمه آخر
تو رها از من باش...ای برایم همه کس...مانده ام من ز نفس....
میشه از تو پر گرفت تا اوج ابرها...کوچه پس کوچه عشق رو ،با خیالت پرسه زد تا موج فردا
عشق ما نیازمند رهایی است نه تصاحب
اشعار عاشقانه4(25)
اشعار عاشقانه4(24)
اشعار عاشقانه4(23)
اشعار عاشقانه4(22)
اشعار عاشقانه4(21)
اشعار عاشقانه4(20)
اشعار عاشقانه4(19)
اشعار عاشقانه4(18)
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود