اشعار عاشقانه 5 (06)
هو الحی هو الحق هوالهو
!چه رعنا و چه زیباست ترا رو! چه ناز است در آن دیده و ابرو
از آن رو که بدیدم ترا رخ نگیریم به غیر از تو به کس خو
نخواهیم و نگوییم به جز تو یکی بین ویکی خواه و یکی گو
سپردیم به راه تو سر و جان نرنجیم و نگردیم از آن کو
به قهر تو بسازیم چه لطفت بود جور تو ما را خوش ونیکو
ز لوح دل خود ما و منی را بشستیم و نوشتیم همه او
به عشق تو گذشتیم ز هستی نشستیم و نرفتیم به هرسو
اگر نور ببخشی و نبخشی بود روز و شبم ذکر هوالهو
از دکتر جواد نوربخش
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۸۵ ساعت 18:45 توسط میلاد
|