اشعار عاشقانه4(06)
اگر محبت بودم اهنگ دوست داشتن را برايت زمزمه ميکردم. اگر شمع بودم روشن شبهاي تارت ميشدم. اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غمهايت را از روي چهره مهربانت بردارم. حالا که نه محبت نه شمع و نه باران هستم فقط ميتوانم بگويم که همواره به يادت هستم و هميشه دوستت دارم
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 16:36 توسط میلاد
|